مرتضى راوندى
435
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
او را كه هواخواهان اصلاح و آزادى و مروّجان آدميت و آبادانى بودند هلاك نمود . . . » « 1 » بىتوجهّى به منافع عمومى اگرچه كسرى انوشيروان ظاهرا شواهد و اسباب بسيار براى اقناع عامه ، در قتل آن بزرگوار فراهم آورد ، اما چون در واقع مانع خير عامه و مخلّ ترقى عالم و آدم بود و اغراض شخصى را بر منافع عمومى ترجيح داد ، او را خوب نمىخوانيم و نيكش نمىشماريم . . . » « 2 » . . . ميرزا آقا خان « در اساس رابطهء فرد با اجتماع ، بيانى فلسفى دارد و تأثير افكار روسو و دكارت و برخى حكماى پيشين ، در آن نمودار است ، كل ، مقدم بر جزء است ، پس جماعت مقدم بر افراد مىباشد . به همين برهان ، منافع هيئت جامعه ، بايد برتر ، از نفع خصوصى افراد ، شناخته شود . . . اعتقادش اينكه دولت مطلقه ، نتيجهء بىخبرى و جهل جمهور ملت از حقوق بشريت و محاسن آزادى و منافع مساوات مىباشد . و حاصلش اينكه « سيادت و شرف و افتخار » از ميان افراد چنين جامعهيى رخت برمىبندد . در تفكّرات تاريخى ميرزا آقا خان ديديم كه روش حكومت استبدادى ، و فقدان آزادى و عدم مشاركت افراد را در اداره مملكت ، از علل اصلى تباهى دولتهاى ايران و ويرانى مملكت ، و انحطاط اخلاق ملى و بروز دورههاى فترت در تاريخ ايران شمرده است . همهجا آيين بيدادگرى و « ديسپوتيزم » را محكوم مىكند ، و با آن سر پيكار دارد و سخنان دلانگيز مىگويد : خطر ظلم و بيدادگرى « اى خوانندهء كتاب : ظلم مانند آتش است ، و ظالم چون صائقهء آتشپار ، همانطور كه صائقه حق خود را در سوختن مىداند و تا نسوزاند حقوقش ادا نمىشود . پادشاهان ستمكار هم ، تا مملكت را ويران و تا نفر آخر را دچار درد بيدرمان نسازند ، حق خود را ، ادا كرده ندانند ، و به همان قسم ، كه آتش را هرچه طعمه بيشتر دهى قوىتر مىشود و سوختن و اثرش افزونتر گردد . ظالم را هرچه بيشتر تمكين نمايند ، آتش ظلمش زبانهدارتر و شرارهاش افزونتر خواهد گرديد . . . ملت وقتى كه بدين درجه بىغيرت شوند كه ده ميليون انسان شب و روز در اشدّ شكنجه و عذاب بهسر برند و قوهء اينكه با دو نفر ظالم مخالفت و مبارزه كنند نداشته باشند . . . همان
--> ( 1 ) . آيينه اسكندرى ، ص 191 . ( 2 ) . انديشههاى ميرزا آقا خان ، ص 169 بهبعد .